الشيخ السبحاني
31
سيماى انسان كامل در قرآن (تفسير سوره فرقان) (فارسى)
رسالت جهانى پيامبر اسلام را انكار كند و با كمال جرأت بنويسد : « موضوع جهانى بودن رسالت ، بعدها به وجود آمده است » در صورتى كه قرآن در آيات فراوانى ، جهانى بودن رسالت او را مطرح كرده و خود پيامبر صلّى اللّه عليه و آله با نامههاى دعوتى خود ، بر اين موضوع تأكيد كرده است . هر موقع ما در تاريخ مىخوانيم كه يك جوان يونانى ( اسكندر مقدونى ) مىخواست فرمانرواى جهان شود و يا مىشنويم كه ناپلئون تشكيل امپراتورى جهانى را در سر مىپروراند ، هرگز اعجاب و شگفتى به ما دست نمىدهد ، ولى هر موقع دستهاى از خاورشناسان مىشنوند كه رهبر بزرگ مسلمانان به فرمان خداوند ، دو امپراتورى بزرگ جهانى را كه قوم وى با ملت هر دو امپراتور روابط بازرگانى داشتند ، به آيين توحيد دعوت كرده است ، با لجاجت و تشكيكهاى بىاساس ، آن را يك امر محال و ممتنع قلمداد مىكنند و با كمال وقاحت مىگويند : محمد صلّى اللّه عليه و آله جز حجاز ، جاى ديگرى نمىشناخت ، در صورتى كه آن حضرت در سن دوازده سالگى همراه عموى خود به شام رفت و در سنين جوانى ، بازرگانى خديجه را از مكه تا شام به عهده داشت و همراه كاروان به شام مسافرت مىكرد ؛ با اين وصف ، چگونه مىتوان گفت كه محمد صلّى اللّه عليه و آله جز عربستان جاى ديگرى نمىشناخت ؟ !